پخش زنده
English آی‌فیلم2 عربي
9484
-
الف
+

الناز شاکردوست: تجربه مرگ نگاهم را عوض کرد!

الناز شاکردوست در خصوص بازی متفاوتش در فیلم «خفه‎گی» با آی‎فیلم گفت‎وگو کرد.

حضورش در سینما با حرف و حدیث‎های فراوانی همراه بود. همان زمان که می‎گفتند سینما به تسخیر چشم رنگی‎ها درآمده... هرچند عده‎ای با بازی در چند فیلم سینمایی از سینما و خاطرات محو شدند اما او آمده بود که بماند.

الناز شاکردوست که روزگاری مورد هجمه منتقدان قرار گرفته بود، این روزها با تحسین همان طیف سینمایی مواجه شده است. بعد از مدت‎ها دوری از سینما با دستی پر آمده تا هنر بازیگری‎اش را به رخ بکشد. ترجیح می‎دهد از حاشیه‎ها به دور باشد و تنها به حضور موثر در سینما وتئاتر بیاندیشد.

با الناز شاکردوست که بازیش در فیلم «خفه‎گی» در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر همگان را با بهت و حیرت مواجه کرد گفت‎وگو کردیم و او از اتفاقات جدید زندگی‎اش با ما سخن گفت...

یکی از شگفتی‎های جشنواره فجر امسال در کنار همه حواشی و سر صداها، بازی متفاوت و درخشان الناز شاکردوست در فیلم فریدون جیرانی بود. بازی بدون نقص و مطمئن در این فیلم چهره‎ای تازه از شما برای اهالی سینما ترسیم کرد. ظاهراً مسیر بازیگری شما تغییر کرده است اما این تحول چگونه حاصل شد؟

بله حرف شما درست است! مسیر کاری من با اتفاقی که برایم رخ داد، تغییر کرد. البته در حقیقت مسیر زندگی من دستخوش تکان‎های شدیدی شده، شاید هر شخص دیگری مانند من دچار این اتفاق می‎شد به همین اندازه تغییر می‎کرد!

بد نیست روشن تر در مورد آن اتفاق صحبت کنیم، اتفاقی که از آن صحبت می‎کنید باید خیلی مهم باشد که این قدر در زندگی شخصی و کاریتان موثر بوده...

خیلی مهم است، تجربه مرگ! اتفاقی که سر فیلمبرداری برایم افتاد. می‎دانید تجربه مرگ و بازگشت به زندگی را همگان تجربه نمی‎کنند! من مدت زمانی دچار مرگ شده و از دنیا رها شدم. کمتر کسی فکر می‎کرد که من به زندگی برگردم، اما با لطف خدا عمر دوباره پیدا کردم. تجربه مرگ برای من عجیب بود، خیلی عجیب و همین اتفاق باعث تغییر و تحول در من شد. حدود دو سه سالی اصلا کار نکردم و از ایران خارج شدم. به ادامه تحصیل پرداختم و در دوره‎های مختلف بازیگری شرکت کردم. بسیار مطالعه کردم و همه تلاشم را کردم که به درون خود بپردازم و خودم را کشف کنم، بشناسم... این مسیر هنوز هم برای من ادامه دارد.

از زمانی  که به ایران برگشتم، فیلمنامه‎های متعددی را مطالعه کردم ولی نپسندیدم تا آقای فریدون جیرانی پیشنهاد بازی در «خفه‎گی» را به من داد. این که شما می‎گویید نقش متفاوتی بوده درست است. زمانی که نقشی نوشته می‎شود در متن فیلمنامه نمی‎نویسند که چه‎طور بازی کن، چه‎طور از ابزار بدنت برای رسیدن به نقش استفاده کن. این هنر بازیگر است که به خط‎های نوشته شده جان می‎دهد و بازیگری که مهندسی و شناخت دقیقی از نقش پیدا کند ماندگار می‎شود. بازیگران سبک نیویورک معتقدند در تئاتر به نفس بازیگری عمل می‎کنی، در تلویزیون کمتر عمل می‎کنی اما در سینما به نفس نقش فکر می‎کنی...

انسان همیشه میل به جاودانگی داشته، برخی‎ها بازیگری را راهی برای جاودان شدن می‌دانند؛ ظاهراً با آنچه تعریف کرده‎اید و عزمی که برای گزیده‎کاری گرفته‎اید تصمیم دارید در ذهن مخاطب جاودان بمانید...

شاید! دوست دارم اینجا برای همه کسانی که علاقمند به بازیگری هستند نکته‎ای بگویم؛ هر کسی باید برای بازیگر شدن دانش این کار را داشته باشد. بخشی از این دانش با حضور در دوره‎های مختلف بازیگری شکل می‎گیرد و بخشی با مطالعه سبک‎های مختلف بازیگری. از باختانگُف و گروه هنری مسکو تا بازیگری متد و الیاکازان و... طبیعتا در این مرحله هر بازیگری هم سبک مورد علاقه خود را انتخاب می‎کند، اما لحظه‎ای که مقابل دوربین هستی و فاصله کوتاهی با دوربین سینما داری نفس‎های توست که ثبت می‎شود، آنجا دیگر آن سبک و این متد کارایی ندارد، تو هستی و بازی تو و همان بازی است که جاودان می‎شود. لذت بازیگری برای من از همین‎جا شروع می‎شود؛ از اینکه بعد از سال‎ها که تو در این جهان  نیستی بازی تو و نقش آفرینی تو می‎تواند تا همیشه جاودان باشد.

نقش «صحرا مشرقی» در فیلمنامه «خفه‎گی» چه جذابیتی داشت که بعد از مدت‎ها انتخابش کردید؟

از زمانی که به ایران بازگشتم پیشنهادات زیادی داشتم اما وجه تمایز این کار تنهایی صحرا بود. تنهایی عمیق، عجیب و واقعی. تنهایی این زن شعار نبود، حقیقی بود. او زخمی را از کودکی با خود حمل می‎کرد. زخم ناپدری و... صحرا از من فاصله بسیار زیادی داشت و رسیدن به حس و حال او برایم چالش مهمی بود. حالا که فکر می‎کنم مطمئنم برای بازی در این کار تصمیم درستی گرفتم.

الناز شاکردوست در این سال‎ها بیشتر در نقش دختران زیبا، پولدار، الکی خوش و بیشتر هم در فیلم‎های تجاری حاضر شده تا فیلم‎های مهم و ماندگار... به جز اتفاقی که در زندگی شخصی شما رخ داده آیا از بازی در این نقش‎ها خسته شده‎اید و تصمیم دارید بازی در این موارد را کلا فراموش کنید؟

اساساً بازیگری با همین تجربیات مختلف لذت بخش است، اما من معتقدم هر بازیگری باید شناخت دقیقی از جامعه خود داشته باشد و به شرایط پیرامون واقف باشد. هر دهه‎ای مقتضیات خاص خودش را دارد. در دهه هشتاد من احساس می‎کردم باید به نوعی زبان دختران و زنان کشورم باشم. زنانی که نتوانستند خواسته‎هایشان را به همسرانشان بگویند. دخترانی که به دلایل مختلف نتوانستند در چشم پدرانشان نگاه کنند و حرف بزنند. الان هم اگر خانم‎ها به من لطف دارند به دلیل این است که من آدمی بودم که حرف‎های نگفته‎شان را می‎گفتم و حقشان را می‎گرفتم ( با خنده). من هم متقابلا احساس وظیفه می‎کردم که حرف‌های هم‎جنس‎های خودم را در سینما بگویم. اما در این دهه احساس می‎کنم باید به خودم بپردازم و خودم را پیدا کنم. منظورم درون خودم و کنکاش‎های درونی است. این پرداختن به خود برایم جذاب است.

اما خیلی از منتقدان و کسانی که سینما را جدی‎تر دنبال می‎کنند برخلاف نظر شما نقش‎هایی که بازی کرده‎اید را به گیشه ربط می‎دهند و اصطلاح فیلم‎های دختر پسری یا فیلم‎های بازاری را برای آنها به کار می‎برند حال آنکه فیلم جدیدتان یک تجربه جدی و بسیار متفاوت است...

این حرف‎ها را که می‎شنوم واقعا دلگیر می‎شوم. من در دومین فیلمی که بازی کردم یعنی فیلم  «مجردها»، گریم سنگینی داشتم؛ ابروهایم را کامل تراشیدم، دندان مصنوعی و لنز تیره داشتم و هیچ زیبایی در چهره نداشتم. از همان‏‎جا ثابت کردم برای بازی کردن آمدم، اما جامعه منتقدان و بخشی از مردم من را نپذیرفتند و اصلاً این کارهای متفاوت را ندیدند.

در فیلم «قاعده بازی» در دو نقش و دو گریم متفاوت بازی کردم که همان عکس را پخش کردند و گفتند چهره اصلی شاکردوست این است و برای بازیگر شدن جراحی زیبایی کرده است. بارها گفتند برای پول به سینما آمده اما من برای بستن قرارداد اولین نقشم با ماشینی که پدرم برای تولدم خریده بود به دفتر سینمایی رفتم! من دغدغه مالی نداشتم و بازیگری برایم بسیار مقدس و با اهمیت‎تر از این حرف‎هاست. در این سال‎ها سکوت کردم و کار کردم تا به الان، که خدا را شکر، نقش متفاوتم دیده شد و انرژهای مثبت فراوانی گرفتم.

بسیاری از بازیگران در این سال‎ها به پشت دوربین رفته‎اند و تهیه کنندگی  یا کارگردانی را تجربه کردند؛ شما هم به این مسیر فکر کرده‎اید؟

نه، فعلاً ترجیحم بازیگری و حضور در نقش‎هایی است که با احوالات درونی‎ام مطابقت داشته باشد. به پشت دوربین فکر نمی‎کنم؛ شاید وقتی دیگر...

*مصاحبه‌کننده: غزل نهانی برای وبسایت آی‌فیلم (بهمن 1395)

نظر شما
ارسال نظر